درخت مي كارم
يادش بخير
به دست خود درختي مي نشانم به پايش جوي آبي مي كشانم كمي تخم چمن بر روي خاكش براي يادگاري مي فشانم
| ||
درختم كم كم آرد بر گ و باري بسازد بر سر خود شاخساري چمن رويد در آنجا سبز و خرم شود زير درختم سبزه زاري
| ||
به تابستان كه گرما رو نمايد درختم چتر خود را مي گشايد خنك مي سازد آنجا را ز سايه دل هر رهگذر را مي ربايد
| ||
به پايش خسته اي بي حال و بي تاب ميان روز گرمي مي رود خواب شود بيدار و گويد : اي كه اينجا درختي كاشتي روح تو شاداب
| ||
سروده آقاي عباس يميني شريف | ||
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط قاصدکــــــــــ
|

