vgvd.gif



شیخ صدوق بسند معتبر روایت کرده است که: امام رضا (علیه‌السلام) از پدران بزرگوار خود، از حضرت امیرالمومنین (علیه و علی اولاده السلام) که فرمود:


j2.gif

روزی حضرت رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) برای ما خطبه‌ای خواند. پس فرمود: ایهاالنّاس بدرستی که رو کرده است بسوی شما، ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش.


رمضان ماهی است که نزد خدا بهترین ماهها است

و روزهایش بهترین روزها است

و شبهایش بهترین شبها است

و ساعتهایش بهترین ساعتها است

و آن ماهی است که خوانده‌اند شما را در آن، بسوی ضیافت خدا

و گردیده‌اید در آن از اهل کرامت خدا،


نفس ‌های شما در آن ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد

و عمل های شما در آن مقبول‌ ست

و دعاهای شما در آن مستجاب ‌ست

پس بخواهید از پروردگار خود به نیتهای درست، و دلهای پاکیزه از گناهان

و صفات ذمیمه، که توفیق دهد شما را برای روزه داشتن آن و تلاوت کردن

قرآن در آن.


بدرستیکه شقی و بد عاقبت کسی است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم.

untitled-1.gif


همین دیروز بود که ماه رمضون از راه رسید و بندگی ما شروع شد!

روزه‌داری، قرآن خوندن، قرآن به سر گرفتن؛ روزای سراسر رحمت و مقبولیت، 

و شب‌های سراسر برکت و عبادت. همین دیروز بود که شبای قدر

 اللهم عجل لولیک الفرج 

شنیدیم و آمین گفتیم....


چند روز دیگه بساط مهمونی رو جمع می‌کنن و می‌برنش تا سال دیگه. 

تا اون موقع کی مونده و کی زنده است؟! الله اعلم


j2.gif


گفتند یار سفـــــــــر رفته باز می‌رسد

بیش از هزار سال گذشت و خبر نشد

گفتند مســـــــتجاب شود گر دعا کنید


ما را چرا دعای فــــرج کارگر نشد؟


untitled-1.gif


خدایا..؛ مبادا ما رو شقی و بدبخت از این ماه بیرون ببری...

مبادا قبل از اینکه ما رو ببخشی بساط سفره آمرزش رو جمع کنی...


الها...؛ یه روزم بهمون وقت دادی تا نفس هامون برای عبادتت باشه....


خدایا...؛ به مهربونی و کرمت قسم، به جلال و جبروتت قسم، 

جز چشم طمع به درگاه رحمتت، چیز دیگه‌ای برای پیش‌کشی نداریم.....


جز دامان پاک اهل بیت پیامبرت چیزی برای وساطت نداریم...


خدایا...؛ در ماهی تو رو می‌خوانیم که خودت فرمودی دعاهامون‌ رو مستجاب می‌کنی.

به حق پیامبر بر حقت، به حق اون کوثری که پاره تن رسول خدا است. به حق علی و یازده فرزند حجت‌ش، و به حق قرآن کریمت...


در ظهور آخرین حجّتت،


untitled-1.gif


« ذبیح الله محمدی بردبری »