دیشب دفتری روکه دلتنگیهاموتوش نوشته بودم پاره کردم


 آخه دلم گرفته بودوقتی که خوندمش دلم به حال خودم سوخت 


به عشق پاکی که اون لیاقتشونداشت میدونم برمیگرده اماخیلی دیر…


روزیکه اشکهاش آتیش دلموخاموش کنه