میخوام اون سیبِ قرمزِ بالای درخت باشم در دورترین نقطه …


دقت کن !


رسیدن به من آسون نیست ؛


اگر همتشو رو نداری ، آسیبی به درخت نزن !


به همون سیب های کرم خورده ی روی زمین قانع باش !



ﻣﻦ ﻏــــــﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘــــــﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﯿــــــﺎﻭﺭﺩﻡ

ﮐــــــﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺩﻟـــﺖ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧـــــﺮﺩﺵ ﮐﻨﯽ ... !

ﻏـــــــﺮﻭﺭ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﺸﮑـﻨـــــــﺪ

ﺑﺎ ﺗـــﮑـــــﻪ ﻫـــﺎﯾـــــﺶ

ﺷﺎﻫـــــــﺮﮒ ﺯﻧــــﺪﮔـــــﯽ ﺗـــــﻮ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺧﻮﺍﻫـــــﻢ ﺯﺩ . . .



حکایت قلب بعضی ها هم شده حکایت تبلیغات املاک:

فروش ، رهن ، اجاره



برای بعضی از آدمها محبت مثل فیلم خارجی بدون زیرنویس می مونه ؛


نمی فهمنش . . .





اگه خواستی بری دو دل نباش،


بگو، من زنگ میزنم آژانس بیاد . . .



مهم نیست چند سالته ،


وقتی یاد گرفتی جواب دوست داشتن رو با جفتک انداختن ندی،


بهت میگن “آدم





بعضیا لازمه بهشون بفهمونی که ;


اونایی که شما باهاشون میگردی ، راه رفتنو از ما یاد گرفتن ، بله !





عزیزم واسه کسی دورویی کن


که حوصله همون یه روتَم داشته باشه . . .


ok ؟!





عمریست نشسته ام


پای لرز خربزه هایی ،


که هیچوقت یادم نمی آید


کی؟!


خوردمشان . . !





وقتی از درد به خود می پیچیدم


همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی !


و سالهاست من هنــــــــوز


رقاص پردرد خیابانهایم 





دلش دل نبود که ، لامصب ژله بود … برا همه میلرزید !






گفتم : تمام وجودم از آن تو بود ، مشکلت چه بود که با من چنین کردی ؟


گفت : آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی !!!